خارج از گود

زیستن؟ از خود به دور افکندن مداوم آنچه می‌میرد

خارج از گود

زیستن؟ از خود به دور افکندن مداوم آنچه می‌میرد

خارج از گود
بایگانی
آخرین مطالب

بارها تلاش کردم تا ارتباطم را با انسان ها از دست ندهم

مشخصا برای نزدیکان، بیشتر 

گمانشان بر منفعت طلبی من بود 

حال آنکه اطلاعی از تسهیل زندگی هنگام عدم ارتباط با آدمیان نداشتند 

امروز دیگر رغبت و توان از دست رفته است و شما ماندید و شما

در دالان ها، همراه سگ ها، مرا خوشحال‌تر خواهید یافت 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۰۴ ، ۱۰:۱۵
عین میم

پیش‌تر هم از قطعه Folklore از Opeth نوشته‌ام

همچنان خارق‌العاده است 

اعجاز در آنجاست که ریتم از چهار چهارم شروع می‌شود و در Outro به شش هشتم و هفت هشتم می‌رسد

تثبیت سنگین و غمگین ماندن قطعه حتی در ریتم شش هشتم که عموماً ریتم شادی است، معجزه‌ای است که تنها از Opeth برمی‌آید

هنر حقیقی نیاز به دریوزگی ندارد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۰۴ ، ۰۹:۱۸
عین میم

حال تو دو شخص هستی

این‌بار اما هردو به یک سمت حرکت می‌کنند

بی‌راهه اما همیشه در کمین است 

منجلابی تکراری، اما همانند زن با آرایش متغیر 

یک لغزش آنی در عقل...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۰۴ ، ۱۰:۲۹
عین میم

و در هر طرف، شکایت از پروردگار جریان دارد 

شاید نه با لذت 

اما قطعا با شدت 

عاصیان زمین درحال طغیان به سمت آسمان‌اند و...

ترس اینبار جای خود را به رگ های منقطع داده و...

فرجام حکومت حکام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۰۴ ، ۲۱:۴۹
عین میم

هر فریبنده چندگانه‌ای‌ست که دریده شوی 

امروز از او پرسیدم مگر چه می‌شد اگر...؟

طبق معمول پاسخی نداد

فراموش شده‌ترین مفهوم همچنان در خاطرترین است و تا کِی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۰۴ ، ۲۰:۳۱
عین میم

امروز که از هرروز دیگری از ادامه هر ساعت عاجزترم

امروز که از کف هر دست می‌توانم گلدانی را سیراب کنم 

امروز که تپش هربار نبض را انفجار بمبی تلقی می‌کنم 

دیروز هم

اما بمب منفجر نمی‌شود

اما نبض دست از تلاش بر نمی‌دارد

موجودی مضحک شده‌ام که هر عضواش جدای از من است و تمسخر کارش 

انسان 

پلیدی و بدبخت

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۰۳ ، ۰۹:۲۶
عین میم

از پشت نقاب فلسفه و هنر که خارج می‌شوم، انسانی درمانده‌ام

انسانی که سیگارها را به مثابه معشوقه‌ای می‌بوسد و عطش بوسیدن سیری ناپذیر است 

نمی‌خواهم باز هم سخت و پیچیده توضیح دهم که مبادا حقیقت سطحی بودن دردهایم نمایان شود 

نه 

من انسانی درمانده‌ام

با تمام رنج های یک کودک 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۰۳ ، ۲۳:۵۲
عین میم

آن روز در معبدی که من بودم و او و عاری از شاهد 

چنان که فرزند از مادر زاده می‌شود و تمدن هنوز برای او معنایی ندارد 

طبیعت امان نمی‌داد و روح، در جنگ نابرابری قرار داشت 

اما روح پیروز شد

در سنگری پناه گرفتم و طبعیت منقطع را با روح وحشت‌زده بر سر میز مذاکره نشاندم 

و اما او 

رفت

یکسال بعد، خبر از پیمان مقدس تعهد و مرگ تا زایش دوباره آدمی به گوشم رسید 

و اینجا، زایش غرور روح من بود و سجده طبیعت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۰۳ ، ۱۳:۰۶
عین میم

متوجه شدم که هر درخواستی صرفا یک دروغ جدید است برای کشیده شدن در منجلاب زندگی 

آنجا که سرخوش و سرمست از هیچ می‌شوی

آنجا که دست از پا نمی‌شناسی و پیروزی زندگی بر مرگ را جشن می‌گیری

آری همانجا عدم، پوزخند تلخش را نشانت داده است و تو چشم بستی

که هرچه اغنا می‌شوی ذلیل و ذلیل‌تری

کشیش، کشیک می‌دهد تا که شکاکیت، مشکلی برای شکمش ایجاد نکند 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۲۲:۴۹
عین میم

نور نمایشگر کامپیوتر به چشمانم می‌تابد 

اسامی افرادی که نمی‌شناسم روی آن نوشته شده است

اسامی زیادی نوشته شده است 

اما هیچکدام تو نیستی 

مشکلات افراد را می‌خوانم و سعی می‌کنم آنها را رفع کنم

اما برایم اهمیتی ندارد که مشکلشان رفع شود یا نه

تلاشم را می‌کنم که رفع شود، اما نه تمام تلاشم را

چون هیچکدام تو نیستی

تو نیستی تا از حد توانم نیز پا فراتر بگذارم

در عوض گمان می‌کنم ناتوان‌ترین انسان روی زمینم

با تمام توانم به ناتوانی‌ام پناه می‌برم 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۱۵
عین میم